متن آهنگ
خب وایسا با هم حرف بزنیم مهران، چی میخوای از جون من؟ چی میخوای جون من؟ اون موقع که باید بودی نبودی الان اومدی برگردی. میخوایم صد سال سیا یه برنگردی برو دنبال زندگیت. مهران الان تو وضیعتی نیستم اینجوری با من حرف بزنی.مگه من تو وضیعتی بودم که اون حرفارو بم زدی. تو همین خیابون وایسده بودیم. التماس تو میکردم که ندی. بهت گفتم اون حیوونی که داری میری سمتش لاشخور تر از این حرفاست که بری سمتش... قریبه شدیم واسه هم دیگه دیگه حتی نمیبینیم خوابه هم دیگه برگردم نمیبینی خوابش هم دیگه چشمات عشقیه تکزاد پاز منفیه میخواستم بر اون بچه بیاری کاش هراش خوادی و دیدی دست نمیدادی کاشی چسته بدی به ام دست نمیداد دلاغت رو ام کم کرده شک زیادی مامونم همه چیون میخواست بسراش ولی اون یکیون میخواست که باسته براش میخواست آره اشکونه خونم آینه نداشت دلانه سختم میخواست شیرجه شواش وست نمیخوندم اگه نمیخواستمت فقط دوست شدی من دیگه نمیشناسمت شما رو به دبه تا کسی واسه تنه خرش نمیکنم اتا یه ریال سره اگنو کرم دو سباری و دیدم عوض شدی که شدم متباری و از پوستات معلوم و غصه داری و دوره قرص آرام بخشم و قرصام اینو اوزا ها چه بر بد من قوی تره دلم که بدم میخواست چشم نشه پر بلی دیگه غریبه از پر من یه بیره هم شدم نس خودتون اینقه کشیدم که نمیدونم که شده صور یه چی بودی شدی ای چی دیگه فیک دورت پر زدم هیگ دورتون جلوم فیک شدش پر این که چی شده رو اصلا نیادم من سپاره بزم این و زمان لنت میدادم دیگه پیشم بره نگرد ازت بیزادم زندگی میخواده ای ردم کنه بدم میذارم تیری پده سیریت فراتیش زدیم اسکیلی پر مخم رو جای فیری که به ایچ که سیه سینیکه نیکه چودی فکرت کلی تو سرمه نهی بینی که حالا بشیم ببین که میسوزونم که ای بیلیته تو سرم کلی واسه تکره قشنگ بود میخواستم رول عباد خنده نه که بشه خمه برود رفتی کردی هر کنی تا دیدی چشم منم بود حسه دبست بود تای قصه برعکس بود الان به هرچی بگی میدم عالم و تردی هرسته گویی که بگیم و تا تش رو رفتیم یه فرشته بودی که تایش خواستم شو رفتیم یه پرنم که زندگی کرد بالم و زخمی با تو بهترین حالتان و من تجربه کردم الان مثل یه فیلی که میخوام تش رو ببندم اصلا دلم میخواد هر جا میرم از تو بگم بد اصلا دلم میخواد دولون پونم خد تو بگم حتما الان با خودت میگی تو چی میدونی از دردی که نداری واسه چی میخونی میدونم و حق داری اینو بمیدگی بلی اش به هم زبون میتونه باشه دلیلش و حرفای دلت آه حسینه سوزن وقتی که تنه تو سراخ میشه زیر سوزن منتظری که برسه روز سلامتی حاضری بونو به ست کیلو تلا ندی تأثیر تو نیست که شدی بستری حرف قهنه ی آدم ها رو اسبری خود و من که سر تو رو با این حرف ها بودن دنیا رو فش میدم با یه سر ما خوردم چه برسه به تو که چی بگم و سرا زیری به سوی در باشی بکن ولی خدا دردای ما رو دیدن آخرش اینه که به دستم آدان میده بین ایسان آرتک اینانمیارم نه آفلار آلونو بیل می آسون الله درده بین آفتیارم بندن یا نکه بیر آنی آسون آزده دشنمه کارکمه گچر دیدیلر Neler çektim neler bir türlü görmediler Bakmam bir daha o yalancı gözlerine Senin olmadığın hayat bir başka Güzel seni affetmek güçtür sanırım İlk defa sensiz düşündüm yarını Yazdığım sözler duamı ve duamı گن یزو گرمه ایچ کاراتش دیان اصول رایی قاتز میکنم نزدیکم بعضی وقتا فکر میکردم نزدیکترین نه حتی فکر نمیکردم یه روز بخوایم دیگر رو هم نزدیک نبین تو شاک موندم از کار تصم با رفتن دسیدم به دردای عصبی با کلی خاطر افصلای عقبی با تو حسودین میشه به دستای بقلی تنان خیلی وقت نیستی کنارم مطمئنم حتی نیستی بیادم ولی من بعضی وقتا یاد تو میافتم از قاطراتم حال تو میپرسم هیچ وقت نمیره یادم لحظه های آخر و که با هم بودیم پای خد شب آخر هرهق میکردی یالا بقل قریبه هرهر میخندی فردای بد و ترسیدی از عشنم حقای منو نشیدی فقط خوبرت شده چی برگفتن ازم بودنه با تو خد خوردم مانون هزاره هوا سم دلتن گذنمشه نمی دیو دیو تولی بهتر بیم توان دوستوری حالی مان بهتر شو مان او رزمه این بزو بگزره فاگر درستان ارتک اینانمیورم نه آفر آلانو بیمیوسون آله درده بین افتیمیورم بندن ینا تیم اکم آرام آلسون بن سانا عطق ایننمیونم نه احطش خرال ر vyкомییرونم آله ارانه کنی ر دیمه Personally بین جن اتواهم اق Underground بان سانا عطق ایننمیونم نه آهار آل دونی بیمیوسن آله ایدر ده بیم افت میونم بندن یان آتیم آقم آرام اوزن